زندگينامه شهيد محمد علي حسن پور
شهيد محمد علي حسن پور در سال 1344 در خانوادهاي مذهبي پاي به عرصه گيتي نهاد ، پدر گراميش نام محمدعلي را براي او انتخاب نمود . هنوز بيش از 11 بهار از عمر گراميش را سپري نكرده بود .كه دست قضا وي را از نعمت پدر محروم نمود . مادر بزرگوار و برادران بزرگترش با رنج و مشقت بسيار او و فرزندان ديگر را بزرگ كردند .
شهيد از همان كودكي بسيار مهربان و با گذشت بود . و علاقه بسياري به نماز و فرايض ديني داشت . و واجباتش را با علاقه بسيار انجام ميداد و به آشنايان ، فاميل و بزرگترها بسيار احترام ميگذاشت .
وي در دوران حكومت رژيم شاهنشاهي در تظاهراتهاي مردمي عليه حكومت طاغوت حضوري فعال ومؤثر داشت . و شجاعانه به پخش اعلاميه ،عكس امام خميني و نوشتن شعار اقدام مينمود . و در اواخر دوران حكومت شاه پليد به علت وجود تانكهاي حكومتي در شهر به ياري ديگر دوستانش به ساخت سنگر ميپرداختند .
هم زمان با پيروزي پر شكوه انقلاب اسلامي و انفجار نور به عضويت بسيج سازندگي درآمد و به ياري محرومان و مستضعفان در روستاها و مناطق محروم شتافت و به آنان در امور كشاورزي و برداشت محصولات كمك مينمود . و همچنين به ياري ديگر برادران به احداث حمام و مدرسه و مراكز بهداشتي و . . . در اين نقاط محروم اقدام نمودند .
در اين هنگام رژيم متجاوزگر عراق جنگ را آغاز كرده بود و او نيز مانند همة فرزندان انقلاب آرزوي حضور در ميدان نبرد و مبارزه با دشمن را در دل ميپروراند و پس ازآن فرمان امام (ره) را لبيك گفت و به عضويت بسيج درآمد و پس از ديدن دورههاي آموزشي به جبهههاي حق عليه باطل اعزام شد و به مدت 3 سال عضو فعال بسيج بود كه در اين مدت ضمن حضور بسيار فعالانه در جبههها در شهر نيز به دستگيري و مبارزه با منافقين و اشرار ميپرداخت و چند بار مورد حملة جمعي از آنان قرار گرفت و از ناحيه كمر به شدت مجروح گرديد .
پس از طي اين دوران وي به عضويت سپاه پاسداران در آمد و به علت شايستگيهايي كه از خود نشان داد درجاتي را نيز دريافت نمود . اما به علت اين كه در نزد منافقين ناشناخته بماند از درجاتش استفاده نكرد ، او در تهران در پادگان امام حسين (ع) دورههاي آموزشي را طي نمود و پس از آن با سمت توپچي تانك وارد جبهه شد كه در اين زمان نيز رشادتها و دليريهاي بينظيري از خود نشان داد . كه دوستان و همرزمانش شاهد آن بودهاند در عملياتهاي بدر و خيبر در اثر حملات شيميايي دشمن مجروح گرديد . وي در عمليات آزاد سازي خرمشهر ، شكست حصر آبادان و آزاد سازي مهران و . . . در خطوط مقدم جبهه حضوري بينظير و بسيار بيباكانه داشته است و سرانجام در روز دوم مهرماه سال 1364 در حالي كه چون هميشه شجاعانه مشغول نبرد با بعثيان خونخوار بود از ناحيه چشم مورد اصابت تركش دشمن قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نائل آمد پيكر پاك و مطهرش را در روز عاشوراي حسين (ع) روز شهادت آقاو مولايش امام حسين (ع) ، سيد الشهداء ، توسط هيئت عزاداري حسينيه امام خميني (ره) به طرز با شكوهي تشيع نمودند مراسم ترحيم او به علت اين كه منزل مسكونيشان در شهر به سبب حملات موشكي دشمن ويران شده بود ، در چادر برگزار شد .
شهيد از سجاياي اخلاقي شايستهاي بر خوردار بود و در بين افراد خانواده و دوستان محبوبيت فوقالعادهاي داشت .هم از نظر ظاهر و هم باطن بسيار زيبا و نيكو بود ، چهرهاي مصمم و معصوم و رفتاري بسيار پسنديده داشت وي داراي حافظهاي بسيار قوي و استعدادي غني بود و با تمام مهارتها و مشكلات حاصل از جنگ تحميلي ، تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم ادامه داد و با اين كه ميتوانست تحصيلاتش را ادامه دهد اما عاشقانه راهي دانشگاه جبهه، نور عليه ظلمت شد و در كسوت استادي مدرسة عشق به ديدارمعبود شتافت .
روحش پرفتوح و راهش پر رهرو باد .

از علماي برجسته شيعه لبنان، مادر و «جهاد» و «فؤاد» دو برادر وي بعدها به شهادت رسيدند. وي پس از مدتي از صور به ضاحيه جنوبي بيروت نقل مكان كرد و در اين منطقه بود كه شهيد مغنيه، تحصيلات ابتدايي و دبيرستان خود را گذراند و پس از آن در جواني، وارد دانشگاه آمريكايي بيروت شد.
است بسيار اندك است به گونه اي كه پليس فدرال آمريكا (اف.بي.آي) مدعي شد وي دو بار اقدام به جراحي پلاستيك بر روي صورت خود كرده است تا شناسايي نشود. اف.بي.آي پنج ميليون دلار براي دريافت هرگونه اطلاعاتي در مورد وي جايزه تعيين كرده بود.