تبليغاتX
لاله های اندیمشک

لاله های اندیمشک

گردان حضرت حمزه(ع)شهرستان اندیمشک

وصيت نامه شهيد حسين محمودي

                                                                بسم الله الرحمن الرحيم

الذين آمنو و هاجر و جاهد وا في سبيل الله به اموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله و اولئك هم الفائزون

مهدي جان بيا كه ما جان بركف آمده ايم تا در ركاب توجان ببازيم.آمده ايم تا براي برپايي قسط و عدل وحاكميت كتاب خدا و در ركابت جهاد كنيم . با درود بي پايان بر مهدي عزيز اين اختر تابناك جهان وسلام بر نايب  حقش امام عزيز خميني و سلام بر شهيدان گلگوي كفن از صدر اسلام تا كنون و به روحانيت اين بازوي پرتوان انقلاب اسلامي و سلام بر پاسداران اسلام كه در جبهه هاي حق عليه باطل جان بر كف ايستاده اند و از اسلام دفاع مي كنند. برادراني كه دارند بي صبرانه براي اسلام تلاش به خرج مي دهيد سنگر هاي خود را از اين محكمتر نگه داريد . نگذاريد تا دشمن خارجي و داخلي در ميان شما رخنه اي( خداي نكرده) بكنند . هميشه با قلبي هوشيار ،از اين انقلاب و از شهيد محموديخون شهيدان عزيز پاسداري كنيد ، چه در سنگر مسجد يا مدرسه و با لبيك گفتن به سخن امام از مرز و بوم كشور حمايت كنيد. برادران سنگر نمازجمعه و جماعت كه تكليف شرعي بر هر مسلمان مي باشد و با محكم نگه داشتن اين سنگرها به دشمنان اسلام ثابت كنيد كه با شعار مرگ بر آمريكا تاآخر ايستاده ايم و از اسلام دفاع مي كنيم اگر چه كه به كشته شدن ما تمام شود همانطوري كه شهداي ما به آن عمل كردندو از سخن امام درسي گرفته اند كه مي فرماید: اگر كشته شويم پيروزيم و اگر بجنگيم پيروزيم پس ديگر چه باك از دشمنان كه در هراس باشيم برادران. سخني از امام كه ميفرماید:به شهادت  تاريخ كه هيج قدرتي نمي تواند آتش قلب ملت مظلوم راكه براي رسيدن به آزادي و استقلال قيام كرده اند فرو نشاند ..

سخني با مادرم و برادرم و خواهرم (خانواده)

    ابتدا مادر جان نمي دانم چطور از تو تشكر كنم و نمي دانم چگونه از تو عذر خواهي كنم كه چگونه از كوچكي با هزاران زحمت من را بزرگ كرد و به جامعه تحويل دادي كه اينگونه با برادران حسين وار به جبهه ها بيايم  بدان كه تو را از جان و دل دوست دارم ولي خدا را بيشتر از تو دوست دارم چون او مرا آفريده و اينگونه نعمتي مانند اسلام را به من داد. اميدوارم  كه من را حلال كرده باشي و مرا ببخشي و برادران و خواهرانم اميدوارم مرا به بزرگي خودتان ببخشيد و هميشه پيرو خط امام بوده كه هستيد و براي امام بر زبانتان زمزمه كنيد . برادران دوستانم نامهاي بيشتر شما را نمي دانند .اگر از من ناراحتي ديده ايد عفو بفرمایید و خدا را هميشه بر كارهايتان ناظر بدانيد .

                                                      والسلام

                                               به اميد پيروزي رزمندگان اسلام

                                                     

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 22:22  توسط انديمشكي  | 

 

زندگينامه شهيد محمد علي حسن پور

شهيد محمد علي حسن پور در سال 1344 در خانواده‏اي مذهبي پاي به عرصه گيتي نهاد ، پدر گراميش نام محمدعلي را براي او انتخاب نمود . هنوز بيش از 11 بهار از عمر گراميش را سپري نكرده بود .كه دست قضا وي را از نعمت پدر محروم نمود . مادر بزرگوار و برادران بزرگترش با  رنج و مشقت بسيار او و فرزندان ديگر را بزرگ كردند .

شهيد از همان كودكي بسيار مهربان و با گذشت بود . و علاقه بسياري به نماز و فرايض ديني داشت . و واجباتش را با علاقه بسيار انجام مي‏داد و به آشنايان ، فاميل و بزرگترها بسيار احترام مي‏گذاشت .

وي در دوران حكومت رژيم شاهنشاهي در تظاهراتهاي مردمي عليه حكومت طاغوت حضوري فعال ومؤثر داشت . و شجاعانه به پخش اعلاميه ،عكس امام خميني و نوشتن شعار اقدام مي‏نمود . و در اواخر دوران حكومت شاه پليد به علت وجود تانكهاي حكومتي در شهر به ياري ديگر دوستانش به ساخت سنگر مي‏پرداختند .

هم زمان با پيروزي پر شكوه انقلاب اسلامي و انفجار نور به عضويت بسيج سازندگي درآمد و به ياري محرومان و مستضعفان در روستاها و مناطق محروم شتافت و به آنان در امور كشاورزي و برداشت محصولات كمك مي‏نمود . و همچنين به ياري ديگر برادران به احداث حمام و مدرسه و مراكز بهداشتي و . . . در اين نقاط محروم اقدام نمودند .

در اين هنگام رژيم متجاوزگر عراق جنگ را آغاز كرده بود و او نيز مانند همة فرزندان انقلاب آرزوي حضور در ميدان نبرد و مبارزه با دشمن را در دل مي‏پروراند و پس ازآن فرمان امام (ره) را لبيك گفت و به عضويت بسيج درآمد و پس از ديدن دوره‏هاي آموزشي به جبهه‏هاي حق عليه باطل اعزام شد و به مدت 3 سال عضو فعال بسيج بود كه در اين مدت ضمن حضور بسيار فعالانه در جبهه‏ها در شهر نيز به دستگيري و مبارزه با منافقين و اشرار مي‏پرداخت و چند بار مورد حملة جمعي از آنان قرار گرفت و از ناحيه كمر به شدت مجروح گرديد .

پس از طي اين دوران وي به عضويت سپاه پاسداران در آمد و به علت شايستگيهايي كه از خود نشان داد درجاتي را نيز دريافت نمود . اما به علت اين كه در نزد منافقين ناشناخته بماند از درجاتش استفاده نكرد ، او در تهران در پادگان امام حسين (ع) دوره‏هاي آموزشي را طي نمود و پس از آن با سمت توپچي تانك وارد جبهه شد كه در اين زمان نيز رشادتها و دليريهاي بي‏نظيري از خود نشان داد . كه دوستان و همرزمانش شاهد آن بوده‏اند در عملياتهاي بدر و خيبر در اثر حملات شيميايي دشمن مجروح گرديد . وي در عمليات آزاد سازي خرمشهر ، شكست حصر آبادان و آزاد سازي مهران و . . . در خطوط مقدم جبهه حضوري بي‏نظير و بسيار بي‏باكانه داشته است و سرانجام در روز دوم مهرماه سال 1364 در حالي كه چون هميشه شجاعانه مشغول نبرد با بعثيان خونخوار بود از ناحيه چشم مورد اصابت تركش دشمن قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نائل آمد پيكر پاك و مطهرش را در روز عاشوراي حسين (ع)  روز شهادت آقاو مولايش  امام حسين (ع) ، سيد الشهداء ، توسط هيئت عزاداري حسينيه امام خميني (ره) به طرز با شكوهي تشيع نمودند مراسم ترحيم او به علت اين كه منزل مسكوني‏شان در شهر به سبب حملات موشكي دشمن ويران شده بود ، در چادر برگزار شد .

شهيد از سجاياي اخلاقي شايسته‏اي بر خوردار بود و در بين افراد خانواده و دوستان محبوبيت فوق‏العاده‏اي داشت .هم از نظر ظاهر و هم باطن بسيار زيبا و نيكو بود ، چهره‏اي مصمم و معصوم و رفتاري بسيار پسنديده داشت وي داراي حافظه‏اي بسيار قوي و استعدادي غني بود و با تمام مهارتها و مشكلات حاصل از جنگ تحميلي ، تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم ادامه داد و با اين كه مي‏توانست تحصيلاتش را ادامه دهد اما عاشقانه راهي دانشگاه جبهه، نور عليه ظلمت شد و در كسوت استادي مدرسة عشق به ديدارمعبود شتافت .

روحش پرفتوح و راهش پر رهرو باد .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 15:15  توسط انديمشكي  |